به وبلاگ انتشارات فرمنش خوش آمدید
مجموعه ای از مطالب مدیریتی خواندنی با تمرکز بر مدیریت منابع انسانی
آنچه این روزها حس می‌کنیم احساس اندوه است
1399/01/12
نویسنده / مترجم:   مریم رونق

ترجمه مصاحبه زیر از Harvard Business Review:
That Discomfort You’re Feeling Is Grief, by Scott Berinato, March 23, 2020
مترجم: مریم رونق

اگر بتوان احساسی را نام برد، بهتر می‌توان آن را مدیریت کرد. این مصاحبه با David Kessler انجام شده است. او یکی از برجسته‌ترین متخصصان در موضوع غم و اندوه است، و نویسنده همکار کتاب «در مورد غم و اندوه: یافتن معنا از طریق پنج مرحله ازدست‌دادن.» وی در کتاب جدیدش با عنوان «یافتن معنا: مرحله ششم اندوه» گام دیگری را به مطالب کتاب پیشین اضافه کرده است. او مشاغل و کارهای داوطلبانه مختلفی را در تیم‌های بیمارستانی و صلیب سرخ و شرایط بحران انجام داده است و بنیان‌گذار وب‌سایت www.grief.com است که سالانه بیش از ۵ میلیون بازدیدکننده از ۱۶۷ کشور جهان دارد.

در این مصاحبه وی به اهمیت درک احساس اندوهی که در این دوران احساس می‌کنیم اشاره می‌کند و اینکه چرا درک آن مهم است، چطور می‌توان آن را مدیریت نمود، و اینکه چطور می‌توان در این میان به دنبال معنا گشت.

 

سؤال: هم‌اکنون افراد احساسات مختلفی را تجربه می‌کنند. آیا درست است که برخی از این احساسات را اندوه بنامیم؟

پاسخ: بلی، و بهتر است بدانیم که در حال حاضر انواع مختلفی از اندوه را تجربه می‌کنیم. احساس می‌کنیم که دنیا عوض شده است، که درست است. می‌دانیم که موقت است، اما به نظر این‌طور نمی‌آید، و می‌دانیم که همه چیز از این به بعد متفاوت خواهد بود. ازدست‌دادن آنچه نُرم و عادی بوده است؛ ترس از پیامدهای اقتصادی این بحران؛ ترس ازدست‌دادن ارتباطات. همه اینها به ما ضربه می‌زند و به‌صورت جمعی غصه می‌خوریم. ما به این جور غصه خوردن جمعی عادت نداریم.

سؤال: گفتید که در حال تجربه کردن بیش از یک نوع اندوه هستیم؟

پاسخ: بلی. هم‌چنین داریم «سوگِ انتظاری» را تجربه می‌کنیم. این نوع اندوه زمانی حاصل می‌شود که ما درمورد آنچه در آینده اتفاق می‌افتد نگران و نامطمئن هستیم. معمولاً این نوع اندوه در حول و حوش مرگ است. زمانی این احساس به ما دست می‌دهد که در مورد کسی تشخیص بیماری سختی داده شده است یا زمانی که فکر می‌کنیم روزی یکی از والدین‌مان را از دست خواهیم داد. این نوع اندوه در نتیجه تصور آینده نیز به وجود می‌آید؛ انگار که طوفانی در راه است. با وجود این ویروس، حس این نوع اندوه برای مردم گیج‌کننده است. درک اولیه ما این است که اتفاق بدی در حال رخ دادن است، اما آن را نمی‌بینیم. این باعث می‌شود که احساس امنیت در ما شکسته شود؛ احساس ازدست‌دادن امنیت. فکر نمی‌کنم هیچ‌گاه به‌صورت جمعی این نوع حس ازدست‌دادن امنیت را تجربه کرده باشیم. شاید همه به‌صورت فردی یا گروهی این تجربه را کرده باشیم. اما، همه با هم، این حس جدیدی است. ما چه در سطح خرد و چه در سطح کلان احساس اندوه می‌کنیم.

سؤال: افراد چطور می‌توانند این احساس اندوه را مدیریت کنند؟

پاسخ: درک مراحل اندوه و سوگواری مهم است. البته باید بگویم که معمولاً این مراحل خطی نیستند و ممکن است با توالی رخ ندهند. این مراحل یک نقشه راه نیست بلکه چهارچوبی است برای این جهان ناشناخته.

  • انکار: که معمولاً در اوایل یک رخداد پدید می‌آید؛ این ویروس روی ما اثری ندارد.
  • خشم: من قرنطینه شده‌ام و جلوی فعالیت من گرفته شده است.
  • چانه‌زنی: خوب، اگر من دو هفته فاصله‌گذاری اجتماعی را رعایت کنم همه چیز درست می‌شود، نه؟
  • ناراحتی: نمی‌دانم چه زمانی این تمام می‌شود.
    و درنهایت، …
  • پذیرش: این اتفاق در حال رخ دادن است، باید بفهمم که چطور به پیش بروم.

پذیرش جایی است که قدرت در آن نهفته است. در پذیرش احساسِ کنترل به ما دست می‌دهد. می‌توانم دستانم را بشویم. می‌توانم فاصله مناسب را حفظ کنم. می‌توانم یاد بگیرم که چطور به‌صورت مجازی کار کنم.

سؤال: زمانی که احساس اندوه می‌کنیم یک درد فیزیکی و افکار مشوش هم وجود دارد. آیا تکنیک‌هایی برای مقابله با این‌ها وجود دارد که شدتشان را کاهش دهد؟

پاسخ: برگردیم به همان مفهوم «سوگ انتظاری.» این نوع اندوه درحقیقت اضطراب است، و این در حقیقت احساسی است که الان داریم درموردش صحبت می‌کنیم. مغز ما تصاویری را به ما نشان می‌دهند. مثلاً، اینکه والدینمان مریض شده‌اند. ما بدترین سناریوهای ممکن را در مغزمان می‌بینیم. این ذهن ماست که حالت محافظ به خود گرفته است. هدف ما این نیست که این تصاویر را نادیده بگیریم یا سعی کنیم آن‌ها را کنار بزنیم- مغز شما نمی‌گذارد این کار را بکنید و تلاش برای این کار و اجبار به انجام دادن آن می‌تواند دردآور باشد. هدف ایجاد توازن بین چیزهایی است که به آن‌ها فکر می‌کنید. اگر احساس می‌کنید که بدترین تصاویر در حال شکل گرفتن هستند، سعی کنید به بهترین تصاویر فکر کنید؛ همه ما مریض می‌شویم اما دنیا ادامه می‌یابد. تمام کسانی که من دوستشان دارم نخواهند مُرد. شاید اصلاً هیچ‌کدامشان نَمی‌رند چون داریم صحیح‌ترین گام‌های ممکن را برمی‌داریم. هیچ کدام از این سناریوها را نه باید نادیده گرفت و نه اجازه داد غالب شوند.

سوگِ انتظاری یعنی اینکه ذهن ما به آینده سفر می‌کند و بدترین چیزهای ممکن را تصور می‌کند. برای اینکه خودتان را آرام کنید، باید به زمان حال برگردید. این یک توصیه متداول برای کسانی است که تمرینات meditation و mindfulness را انجام می‌دهند. اما انگار هر بار از اثر واقعی آن شگفت‌زده می‌شوند. مثلاً اینکه پنج شیء داخل اتاق را نام ببرید یا اینکه نفس بکشید و به نفس کشیدن خود توجه کنید. اینکه بفهمید همین الان هیچ‌کدام از چیزهایی که تصور می‌کردید اتفاق نیفتاده است. الان حالتان خوب است.

نکته دیگر این است که سعی کنند آنچه را که نمی‌توانند کنترل کنند، رها کنند. اینکه همسایه شما چه کار می‌کند از کنترل شما خارج است. آنچه شما می‌توانید انجام دهید این است که فاصله خود را با آن‌ها رعایت کنید و دستان خود را بشویید. بر روی این تمرکز کنید.

هم‌چنین زمان خوبی است برای تمرین شفقت. افراد سطوح مختلف ترس و اندوه را تجربه می‌کنند و این احساسات به شکل‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. ممکن است یکی از همکاران شما ناگهان به شما بپرد، و به ذهنتان می‌رسد که او قبلاً این کار را نمی‌کرده؛ شاید دارد به این شکل با ماجرا کنار می‌آید. ترس و اضطراب او را می‌بینم. درنتیجه باید صبور باشید.

سؤال: یکی از زوایای ناخوشایند این همه‌گیری نامتناهی بودن آن است؛ درست است؟

پاسخ: این وضعیت موقتی است. حداقل گفتن آن کمک می‌کند. من ۱۰ سال در سیستم بیمارستانی کار کردم و برای این شرایط آموزش دیده‌ام. هم‌چنین وضعیت همه‌گیری آنفولانزا در سال ۱۹۱۸ را بررسی کردم. تمهیداتی که الان در حال اجراست درست است. تاریخ این را می‌گوید. از این شرایط زنده بیرون خواهیم آمد. در این زمان لازم است که بیش از اندازه مراقبت کنیم اما لازم نیست بیش از حد واکنش نشان دهیم.

و فکر می‌کنم درنهایت در این شرایط نیز به معنا دست خواهیم یافت. ششمین گام درک اندوه، یافتن معناست. من هیچ‌گاه نمی‌خواستم در گام پذیرش اندوه متوقف شوم، به‌خصوص زمانی که در زندگی شخصی‌ام با اندوه مواجه شدم. به دنبال یافتن معنا در آن لحظات تاریک بودم. و فکر می‌کنم همه ما در این لحظات تاریک روشنی را خواهیم دید. حتی الان هم مردم فهمیده‌اند که می‌توانند از طریق فناوری با هم در ارتباط بمانند؛ و به اندازه‌ای که فکر می‌کردند از هم دور نیستند. حتی در پیاده‌روی‌های فردی خود درحال یافتن معنا هستند.

سؤال: به کسی که این مطلب را بخواند و باز هم احساس اندوه کند چه می‌گویید؟

پاسخ: به تلاش ادامه بدهید. در نام‌گذاری و درک این احساس به عنوان اندوه قدرت زیادی نهفته است. زمانی که این درک را بر زبان بیاورید، از آن گذر خواهید کرد. احساسات نیاز به کنش دارند. لازم است درک کنیم چه چیزی را تجربه می‌کنیم. البته باید بگویم که متأسفانه ما اولین نسلی هستیم که به واسطه مطالعات self-help movement در مورد احساسات خود حس داریم. مثلاً این چیزها را به خودمان می‌گوییم: ناراحت هستم، اما نباید چنین حسی داشته باشم؛ بقیه این حس را شدیدتر دارند. باید در همان احساس اول متوقف شویم: من ناراحت هستم. اجازه بدهم که پنج دقیقه ناراحت بمانم. وظیفه شما این است که اندوه، ترس و خشم خود را حس کنید، بدون توجه به اینکه شخص دیگری هم این احساسات را دارد یا نه. مبارزه با آن چیزی را حل نمی‌کند چون بدن شما این احساسات را ایجاد می‌کند. اگر اجازه دهیم که این اتفاق بیفتد، در توالی درست رخ می‌دهد و ما را قوی می‌کند. آنگاه دیگر قربانی نیستیم.

سؤال: در توالی درست؟

پاسخ: بلی. برخی اوقات سعی می‌کنیم آنچه را که باید حس کنیم احساس نکنیم، زیرا تصوری از انبوهی از احساسات داریم. فکر می‌کنیم اگر ناراحت هستیم و ناراحت شویم، این احساس هیچ‌گاه بیرون نخواهد رفت، و انبوهی از احساسات بر ما علبه خواهند کرد. واقعیت این است که این احساسی است که از ما عبور خواهد کرد. احساسش می‌کنیم و می‌رود و بعد به سراغ احساس بعدی می‌رویم. همه احساسات با هم سراغ‌مان نمی‌آیند. خیلی احمقانه است که فکر کنیم الان نباید ناراحت باشیم؛ باید احساس ناراحتی بکنیم تا از آن عبور کنیم.

حس_اندوه، حس_ترس، سوگواری_انتظاری، کرونا، مدیریت، مدیریت_احساسات
« قبلی فهرست تمام نوشته ها بعدی »

عضویت در خبرنامه انتشارات

فهرست موضوعی

 رفتار سازمانی (1)
 مدیریت تغییر (1)
 مدیریت سازمان (5)
    - چابکی (2)
    - رضایت شغلی (1)
 مدیریت منابع انسانی (9)
    - آموزش کارکنان (0)
    - فرهنگ سازمانی (2)
    - مدیریت احساسات (0)
    - مدیریت محیط کار (4)
    - کارآفرینی (2)